العلامة المجلسي
20
حق اليقين ( فارسى )
هوشمند را معلوم گردد كه اين چنين وحدت و انتظام كه در اجزاء عالم واقع است جز بوحدت صانع آن نميتواند بود چنانچه مضمون آيهء كريمهء لَوْ كانَ فِيهِما آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتا مبنى از آنست و اهل اعتبار را ادنى تنبيهى كافيست كه إِنَّ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ لَآياتٍ لِأُولِي الْأَلْبابِ تمام شد سخن محقق دوانى و از تحقيقات سابقه معلوم شد كه همچنانچه وجود صانع بديهى و فطرتيست وحدت او نيز بديهى و فطرتى است و همگى رو بيك إله دارند و مقيم يك درگاهند و اتفاق عقول مستقيم بر اين معنى واقع است و اكثر ثنويه نيز مبدأ اصلى را يكى ميدانند و ميگويند كه نور و يزدان قديم است و ظلمت و اهرمن از او بهمرسيده حادث است و قليلى از ايشان به ظاهر اظهار قدم هر دو ميكنند و در باطن اگر اندك تأملى كنند اذعان بوحدت ميكنند و ترهات واهيهء ايشان را هر جاهلى بشنود بطلان آنها را بالبديهه ميداند و ذكر آنها موجب تطويل كلام است و حضرت امير المؤمنين عليه السّلام فرموده كه اگر خداى ديگر ميبود بايست كتابها و رسولان او نيز نزد ما آيد و اين برهانيست قاطع زيرا كه واجب الوجود بايد قادر بر كمال و فياض مطلق باشد هرگاه يك خدا صد و بيست و چهار هزار پيغمبر براى معرفت و عبادت خود بفرستد و خلق را هدايت كند كه اگر العياذ باللّه خداى ديگر ميبود او نيز بايد پيغمبرى براى شناسانيدن خود و عبادت خود بفرستد پس يا قادر نيست و عاجز است يا حكيم نيست و بخيل و جاهل است و هيچيك از اين صفات بر واجب الوجود روا نيست و بر اين مطلب دلايل بسيار است و اين رساله گنجايش ذكر آنها را ندارد و اما اينكه بتها كه جمادى چندند و نفع و ضررى از ايشان متصور نيست يا مخلوقى چند كه مقهور و مغلوب قادر مطلقاند مستحق عبادت نيستند از آن واضح تر است كه احتياج به بيان داشته باشد و نفى آن ضرورى دين اسلام است . مبحث دويم آنكه حقتعالى مركب نيست و جسم و جوهر و عرض نيست و او را مكانى و جهتى نيست بايد دانست كه موجود يا مركب است يا بسيط و مركب آنست كه اجزا داشته باشد در خارج مانند آدمى كه مركبست از اعضاء و اخلاط بدنى و عناصر اربعه يا در ذهن مانند جنس و فصل - و بسيط آنست كه جزوى نداشته باشد و حقتعالى بسيط مطلق است و او را جزوى نيست زيرا كه اگر جزو داشته باشد محتاج به آن جزو خواهد بود در وجود و ممكن خواهد بود و جوهر نيست زيرا كه جوهر از اقسام ممكن است و او